تبلیغات
آفتاب پنهان - مطالب امام مهدی(عج)
 
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
پیوندهای روزانه
  • ویژگی های جامعه منتظر ظهور منجی

    بشر از روزی كه پا به عرصه گیتی نهاده در آرزوی یك زندگی اجتماعی خوش و سعادت‌بخش است، و در راه رسیدن به آن تلاش و كوشش می‌كند و همیشه از جان و دل خواستار یك عصر درخشان و اجتماع صالحی است كه ظلم و تعدّی در آن نباشد....

    ادامه مطلب ...
  • امام ، پناه از شیطان

    یکی از مهم ترین شؤون امام علیه السّلام که تأمین کننده‌ی اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودن امام علیه السّلام است...

    ادامه مطلب ...
  • عرصه‌های مشترک عامه و خاصه در موضوع مهدویّت

    یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنّت در قضیه‌ی مهدویّت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکر نمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتّفاق دارند که ...

    ادامه مطلب ...
  • زن منتظر و منتظر‌پروری

    در طول تاریخ تشیع، یكی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است، به ویژه در عصر غیبت كه تقریباً امكان ایفای نقش مردان برای دفاع از ولایت، به سبب اختناق شدید، كم‌رنگ بوده است، زنان، فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش آفرینی كرده‌اند...

    ادامه مطلب ...
  • ما بی صاحب نیستیم !

    آقای شیخ حیدرعلی مدرس اصفهانی فرمود: « یکی از مواقعی که من به حضور مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ( یا یکی از اصحابشان ) مشرف شدم و ایشان را نشناختم، سالی بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمی شد و مدام برف می بارید. سرما بحدی شد که نهرهای جاری یخ بسته بود. ...

    ادامه مطلب ...
سه شنبه 30 شهریور 1395 :: نویسنده : بهانه بودن
یکی از وظایف مهم شیعیان دعا کردن برای فرج مولای انس و جان حضرت صاحب الزمان است که خود فرمودند: و اکثر الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم. [1]

و برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید که آن فرج شماست. برکات دعا برای فرج به خود ما بر می گردد. مرحوم آیه الله موسوی اصفهانی دو جلد کتاب به امر مطاع امام زمان علیه السلام نوشت به نام مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم. تمام مطالب این کتاب ارزنده درباره این موضوع است که دعا کردن برای فرج آن بزرگوار چه فوایدی را نصیب دعا کننده می گرداند.

در روایتی، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام یکی از فواید مهم دعا را نجات از هلاکت در زمان غیبت بیان می فرماید. روایت مهم ذیل را با دقت تمام بخوانید: احمد بن اسحاق گوید: به حضور حضرت عسکری علیه السلام رسیدم و بنا داشتم از آن حضرت درباره امام بعد از او سوال کنم. حضرت به قدرت امامت از باطنم آگاه شدند و فرمودند:

یا احمد بن اسحق ان الله تبارک و تعالی لم یخل الارض منذ خلق آدم علیه السلام و لا یخلیها الی ان تقوم الساعه من حجه لله علی خلقه به یدفع البلاء عن اهل الارض و به ینزل الغیث و به یخرج برکات الارض. قال فقلت له یابن رسول الله فمن الامام و الخیفه بعدک. فنهض علیه السلام مسرعا فدخل البیت ثم خرج و علی عاتقه غلام کان وجهه القمر لیله البدر من ابناء ثلاث سنین فقال یا احمد بن اسحق لو لا کرامتک علی الله عز و جل و علی حججه ما عرضت علیک ابنی هذا انه سمی رسول الله صلی الله علیه و آله و کنیه و الذی یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما یا احمد بن اسحق مثله فی هذه الامه مثل الخضر علیه السلام و مثله مثل ذا القرنین. و الله لیغیبن غیبه لا ینجوا من الهلکه فیها الا من ثبت الله
عز و جل علی القول بامامته و وفقه فیها للدعاء بتعجیل فرجه. فقال احمد بن اسحق یا مولای فهل من علامه یطمئن الیها قلبی. فنطق الغلام بلسان عربی فصیح فقال انا بقیه الله فی ارضه و المنتقم من اعدائه و لا تطلب اثرا بعد عین یا احمد بن اسحق. [2]

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: ای احمد ابن اسحاق بدرستی که خداوند خالی نگذاشت زمین را از حجت از زمان حضرت آدم، و نخواهد گذاشت تا اینکه قیامت به پا شود. به سبب آن حجت بلا را از زمین دفع می کند، و به خاطر او باران را نازل می کند، و به وجود او زمین برکاتش را بیرون می دهد. احمد بن اسحاق می گوید: گفتم ای پسر رسول خدا، امام و خلیفه بعد از تو کیست؟ پس امام بسرعت برخاست و داخل [اندرون] خانه شد، سپس بیرون آمد در حالی که روی دوشش پسری سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشید. حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: ای احمد ابن اسحاق، اگر تو نزد خدا و حجتهای خدا عزیز و گرامی نبودی، هیچ گاه این فرزندم را به تو نشان نمی دادم.

بدرستی که او هم اسم رسول خدا صلی الله علیه و آله و هم کنیه اوست، و اوست کسی که زمین را پر از عدل و داد می کند پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد. ای احمد بن
اسحاق، مثل او در این امت مثل خضر علیه السلام و مثل او مثل ذو القرنین است. به خداوند سوگند او دارای غیبتی است طولانی که نجات پیدا نمی کنند مردم در آن زمان از هلاکت مگر کسی که خدای عز و جل او را بر قول به امامتش ثابت بدارد و او را موفق کند در آن زمان غیبت که برای تعجیل فرجش دعا کند. احمد بن اسحاق گفت: ای مولای من، آیا علامتی هست که دلم اطمینان پیدا کند به آن علامت؟ پس آن پسر خوش سیما [که جان همه عالم به فدایش باد] به زبان عربی گویا آغاز به سخن کرد و فرمود: بقیه الله در زمین منم، انتقام گیرنده از دشمنان منم، و پس از مشاهده عینی من دنبال اثری نگرد ای احمد بن اسحاق. پس هر کس که می خواهد در دنیای پر آشوب کنونی از نجات یافتگان و رستگاران باشد، باید خود را به وسیله دعا و توسل و تضرع به آستان حضرتش نزدیک کند تا مشمول دعای آن بزرگوار گردد.

پی نوشت :
1- کمال الدین ، ج2 ، ص 485 .
2- همان ، ج 2 ، ص 56 .




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 

شنبه 30 مرداد 1395 :: نویسنده : بهانه بودن
امام رضا علیه السلام از اجداد بزرگوارشان نقل می‏کنند که امام حسین علیه السلام فرمودند: روزی به خدمت جدم رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم رسیدم، اُبَیّ بن کعب نیز آنجا بود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در پاسخ به سؤالات او، ضمن معرفی ائمه علیهم السلام، حضرت مهدی عجّل اللَّه تعالی فرجه را اینگونه معرفی فرمودند :«خداوند - تبارک و تعالی - در صلب امام حسن عسکری علیه السلام نطفه ‏ای با برکت و پاک و پاکیزه قرار داده است... او امامی... هدایت‏گر و هدایت شده است، به عدل حکم می‏کند و به عدالت امر می‏کند...».

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم درباره تعداد و اسامی اصحاب حضرت مهدی علیه السلام فرمودند:«خداوند تبارک و تعالی از دورترین شهرها به تعداد اهل بدر - یعنی سیصد و سیزده نفر - برای او سپاه گرد می‏ آورد، آن حضرت نوشته‏ ای در دست دارد که لاک و مهر شده و در آن تعداد اسامی اصحاب ایشان و نیز نسب و شهرهای آنها، خلق و خوی، وضع ظاهری، چهره و قیافه، و نیز کنیه آنها ثبت شده است...».



سپس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند :

یا أُبَیّ،
طوبی لِمَن لَقِیَه،
خوشا به سعادت کسی که مهدی علیه السلام را ملاقات کند.

طوبی لمَن أَحَبَّهُ،
خوشا به حال کسی که مهدی علیه السلام را دوست بدارد.

طوبی لمَن قالَ بِهِ،
خوشابه سعادت کسی‏که معتقد به امامت مهدی‏علیه السلام باشد.

پس از آن بشاراتی را در رابطه با اصحاب امام زمان علیه السلام بیان فرمودند :

یُنجیهِمُ اللَّهُ بِهِ مِنَ الهَلَکَةِ وَبِالإقرارِ بِاللَّهِ وبِرَسُولِهِ وَبِجَمیعِ الأَئِمَّةِ.
خدای تبارک و تعالی آنان (محبّین و معتقدین به مهدی علیه السلام) را بخاطر آن حضرت و به واسطه اعتقاد به خدا و رسولش و ائمه اطهار از هلاکت نجات می‏دهد.

یَفْتَحُ اللَّهُ لَهُمُ الجَنَّةَ.
خدا، درهای بهشت را بر روی آنان می‏گشاید.

و در وصف پیروان و دوستان امام عصر علیه السلام این‏گونه فرمودند :

مَثَلُهُمْ فی الأَرْضِ کَمَثَلِ الْمِسْکِ الّذی یَسْطَعُ رِیحُهُ وَلا یَتَغَیَّرُ أَبداً.
مَثَل آنها در روی زمین، مَثل مُشک است که دائم از خود بوی خوش می‏پراکند ولی در آن تغییر ایجاد نمی‏شود.

وَمَثَلُهُم فی السَّماءِ کَمَثَلِ الْقَمَرِ المُنیرِ الّذی لا یُطفی نورُهُ أَبَداً. [1] .
و مَثَل آنها در آسمان مانند ماه درخشانی است که نورش هرگز خاموش نمی‏شود.

پی نوشت:
1- عیون اخبار الرضا علیه السلام،ج1،باب 6،ح 29. 




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 

مدعیان دروغین مهدویت با بیان کلمات سحر‌آمیز، طوری وانمود، می‌کنند که گویی به مراحل خاصی از سیر و سلوک رسیده‌اند، اغلب آن‌ها با چهره‌ای فریبنده، ظاهری غلط‌ انداز و ایراد سخنرانی‌های عرفانی سعی می‌کنند افکار عمومی را فریب دهند.شاید شناخت سره از ناسره در شرایطی که هر کس می‌تواند با شیوه‌ها و شگردهای خاص خود حقیقت را وارونه جلوه دهد، کمی سخت باشد، اما آگاهی از ترفندها و شگردهای مدعیان دروغین می‌تواند به ما در شناخت حقیقت کمک کند. در اینجا به برخی از این روش‌ها اشاره می‌شود.

*سوءاستفاده از احساسات و عواطف مریدان
مدعیان دروغین با گشاده‌رویی و لبخند و حتی اهدای هدایای کوچک، سعی در جلب عاطفه و فتح قلوب مریدان دارند. پس باید در مقابل کسانی که با ما رابطه دوستی برقرار می‌کنند، هوشیار باشیم و اگر در این دوستی‌ها به انحراف یا مسائل غیر شرعی برخورد کردیم، به سادگی از کنار آن نگذریم.

*سوءاستفاده از گرایش‌های معنوی مردم
امروزه بشر از جامعه مدرن خسته شده و به شدت تشنه مسائل معنوی است، یکی از مواردی که باعث ارتقای آدمی در معنویات می‌شود، توجه به قرآن و عترت است، بنابراین افراد مدعی با مقدس‌نمایی و ظاهرسازی، طوری برنامه‌ریزی می‌کنند که مخاطب را جذب می‌‌کنند، آن‌ها حتی با دادن نسخه‌ها و دستورالعمل‌های سیر و سلوک و برپایی جلسات تزکیه نفس، اقدام به برگزاری برنامه‌هایی می‌کنند که بعضاً خلاف شرع هستند.

*انجام کارهایی با جاذبه‌های کاذب عرفانی
مدعیان با استفاده از فضاسازی‌های معنوی و بیان کلمات سحر‌آمیزی، طوری وانمود می‌کنند که گویی به مراحل خاصی از سیر و سلوک رسیده‌اند، اغلب آن‌ها با چهره‌ای فریبنده و ظاهری غلط‌ انداز و حتی با دستاویز قرار دادن لباس مقدس علما و روحانیون و ایجاد چهره‌ای مذهبی و عرفانی برای خود و نیز ایراد سخنرانی‌های عرفانی و معنوی سعی می‌کنند افکار عمومی را فریب دهند.

*ارائه دستورالعمل‌های کذایی برای سیر و سلوک
افراد شیاد با بیان اینکه دارای تقوایی فوق‌العاده هستند، به مریدان خود توصیه می‌کنند که برای تزکیه نفس گوشه‌گیری کنند و برای این کار، دستوراتی نیز به آن‌ها می‌دهند و بعد، زمانی که مخاطبان هیچ نتیجه‌ای از دستورالعمل‌های آنان نگرفتند، با مقدس‌نمایی می‌گویند که «در وجود تو مشکلات و ناپاکی‌هایی هست» یا «مورد آزمایش هستی» اما هیچ وقت حاضر نمی‌شوند اعتراف کنند که دستورات آن‌ها هیچ مبنای شرعی و علمی نداشته است.

*سپردن مأموریت‌های ویژه یا اعطای شخصیت کاذب به مریدان
هر انسانی نسبت به کسی که به او محبت و توجه کرده است، احساس تمایل و مدیون بودن می‌کند، افراد مدعی برای اینکه اهداف خود را به سرعت جلو ببرند، با نشان کردن افراد ساده‌لوح و زودباور، ضمن شناسایی توانمندی آنان، وظایفی را به آن‌ها محول می‌کنند و چنان القا می‌کنند که این یک مسئولیت الهی است و اگر کار بدی باشد،‌ تأکید به پنهانکاری هم می‌کنند، آن‌ها با دادن القاب مختلف و گاه عجیب و غریب به مریدان خود، به آن‌ها شخصیتی کاذب می‌دهند و آنان را تشویق به ادامه کار می‌کنند.

*ترویج اباحه‌گرایی و تکلیف‌گریزی
برخی از مدعیان دروغین برای اینکه افراد سست‌ ایمان را به سمت خود جذب کنند، تکالیف واجب را برای آنان حرام اعلام می‌کنند و در مقابل، آنان را به اعمالی که جنبه شرعی ندارد، سفارش می‌کنند. این شیوه، به خصوص درباره جوانان غیر مقید زیاد استفاده می‌‌کنند. این شیوه به خصوص درباره جوانان غیر مقید زیاد استفاده می‌شود. در برخی موارد، حتی اختلاط زن و مرد و مسائل غیر اخلاقی،‌ راهی برای پیشرفت عرفانی معرفی شده است و برخی افراد هم در این مسیر به انحرافات اخلاقی کشیده شده‌اند.

*عدم رویکرد صحیح به علما و بزرگان دینی
در مواردی چون عالم‌گریزی و مبارزه با اشخاص موجه و سوءاستفاده از نام و اعتبار مراجعه و بزرگان دینی خلاصه می‌شود.

*توجه بیش از حد به خواب و مکاشفه
افراد شیاد معمولاً به تعبیر خواب نیز گرایش دارند، اما به صورت غیر اصولی و تنها براساس خوشامد افراد، مطالبی را ارائه می‌کنند که واقعیت ندارد. آن‌ها با توجه دادن مریدان خود به خواب و رؤیا، آنان را از منابع وحیانی و استدلالی دور می‌کنند و به اموری ارجاع می‌دهند که قابل اثبات یا رد نبوده و کاملاً سلیقه‌ای هستند.

بنابراین اگر انسان‌های مخلص، رابطه خود را با عقل، شریعت و منطق بیشتر کنند، به کسانی که با عقل و شریعت سر جنگ دارند، گرایش پیدا نمی‌کنند. اگر سطح معرفتی خود را نسبت به مسائل دینی ارتقا ندهیم، افراد دروغگو با شیوه‌های گوناگون، ما را جذب خود کرده و از خدا دور می‌‌کنند. پس باید با شیوه‌‌ها و ترفندهای افراد مدعی آشنا شده تا بتوانیم سره را از ناسره تشخیص دهیم.




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 

چهارشنبه 30 تیر 1395 :: نویسنده : بهانه بودن
گاهی «غریب» به کسی اطلاق می شود که از یادها رفته است؛ یعنی آن چنان که شایسته ی اوست از او یاد نمی شود.این معنا از غربت، در مقابل «ذکر» است که گاهی قلبی و گاه، زبانی است. پس فراموش شدن قلبی یا زبانی منشأ غربت به معنای دوم می باشد. اگر ولیّ نعمت از نظر قلبی مورد بی توجّهی قرار گیرد و یاد او از دل ها محو شود، در حققیت، شکر قلبی نسبت به او انجام نپذیرفته است و از همین جهت، غریب می باشد؛ چون در دل، «از یاد رفته» است. از طرفی اگر معرفت قلبی بر زبان جاری نگردد، در انجام وظیفه ی شکر زبانی منعم، کوتاهی شده است و از این جهت هم می توان او را غریب دانست؛ چون آن چنان که باید و شاید از او یاد نمی شود و عملاً از یاد رفته ی زبانی است. ذکر زبانی برخاسته از معرفت و ذکر قلبی است امّا خود، زمینه ی معرفت و ذکر قلبی را در کسانی فراهم می سازد که از شناخت منعم محروم هستند و همین معرفت، زمینه ی یاد کردن قلبی و زبانی را در آنان نیز به وجود می آورد.



البتّه یاد کردن از هر کس باید متناسب با سطح او و در حدّ مقام و موقعیّت او باشد، در غیر این صورت به غربت او می انجامد. به عنوان مثال، برای ادای حقّ عالم یا فقیه باید در هنگام سخن گفتن از احکام شرعی یادی از آن فقیه به میان آید و اگر از همه ی فقها یاد کنند و اصلاً نامی از آن عالم نبرند، می توان گفت آن عالم فقیه «از یاد رفته» و «غریب» است. حال اگر این فقیه در پزشکی هم سرآمد باشد، در هنگام بحث علمی در پزشکی هم باید از او یاد شود. پس تعدّد یاد کردن در افراد مختلف، متناسب با کمالات آنها، متفاوت خواهد بود.ذکر هر نعمتی کاملاً بستگی به ویژگی های آن دارد. هر چه نعمتی بزرگ تر و فراگیرتر و نیاز انسان ها به آن بیشتر باشد، انتظار می رود که در دفعات بیشتر و به مناسبت های گوناگون از آن با قلب و زبان یاد شود و هر قدر در این امر کوتاهی شود، به همان اندازه آن نعمت از یادها می رود و «غریب» می ماند.

چگونگی یاد کردن ها از نظر کیفی نیز متفاوت هستند. گاهی انسان وقتی از نعمتی یاد می کند، با تمام وجود تحت تأثیر آن قرار دارد؛ به طوری که با تذکر خویش، شنوندگان را نیز متأثر می سازد. در واقع، گوینده به تناسب معرفت و محبّت خویش گاه خیلی شدید و با حرارت و گاه به صورت عادی و سطحی یاد او را در خاطر می آورد یا به زبان جاری می کند.از طرف دیگر، ذکر قلبی و زبانی انواع مختلف دارد؛ از جمله سرودن شعر، تألیف کتاب و مقاله، برگزاری مسابقه و... گاهی ممکن است در دل از او یاد کند، برایش دلتنگ شود، از داشتن چنین محبوبی شاد گردد و... به هر حال با دل و زبان، به روش ها و انواع مختلف می توان از نعمتی یاد کرد.

چگونگی یاد کردن امام عصر علیه السّلام
امام زمان علیه السّلام، نعمتی هستند که جایگزین ندارند و خلأ ناشی از عدم شناخت ایشان به هیچ صورتی پر نمی شود. بنابراین، انسان عاقل و فهمیده، به هر بهانه ای از امام زمان خویش یاد می کند و می کوشد که ایشان را فراموش نکند. البتّه اگر ولیّ نعمت در قلب انسان جای داشته باشد و دل، سراپرده ی محبّت او باشد، هیچ گاه به دست فراموشی سپرده نمی شود و انسان به صور مختلف از او یاد می کند.

امام عصر علیه السّلام به خواست خداوند متعال، ولیّ نعمت اصلی همه ی مخلوقات هستند، پس بیشترین حق را بر آنها دارند و باید از جهت کمّ و کیف و نوع و... در بالاترین سطح ممکن از ایشان یاد شود؛ و از آن جا که ایشان واسطه ی هر نعمتی هستند هرگاه که الحمدللّه می گوییم باید به قلب و زبان از حضرت بقیّه اللّه اروحنا له الفداء هم قدردانی کنیم و اگر خداوند مورد حمد قرار گیرد امّا امام، مشکور نگردد، در حقیقت، شکر خداهم ادا نشده است.حال با دقّت بررسی کنیم: آیا امام عصر علیه السّلام را در هر نعمتی که داریم و هر نقمتی که نداریم مورد شکر قرار می دهیم؟! هیچ وقت شده بگوییم یا صاحب الزمان از شما متشکّرم هستیم که ما را حفظ فرمودید، به ما سلامتی دادید، فرزند سالم عطا کردید و در مقابل، از هزاران بیماری و گرفتاری جلوگیری کردید؟! آیا به فرزندان خود یاد داده ایم که قبل از تشکّر از پدر و مادر، شکر امام زمان را به جای آورند؟! باید بدانیم که اگر شکر ایادی نعمت ادا نشود، شکر خدا هم تحقق نیافته است. اگر امام عصر علیه السّلام یاد نشوند، در واقع خدای متعال مورد کفران قرار گرفته است.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 

سه شنبه 15 تیر 1395 :: نویسنده : بهانه بودن
با توجه به معانی بیعت، می­ توان گفت که در زمان حضور امام از مردم بیعت می­ گیرد و مردم و امام نسبت به همدیگر تعهد می­ دهند تا بر خلاف تعهد عمل نکنند. اما نکته مهم و قابل توجه این است که آیا بیعت در زمان حضور ثمره هم دارد و کار کرد آن چیست؟ به نظر می رسد که بیعت در زمان حضور ثمرات و کارکردهای مهم دارد که به مواردی اشاره می­ شود:

1ـ تأکید نصب
در حقیقت مهم­ترین ثمره بیعت همین است که مردم نصب امام از طرف خداوند را تأکید و تأیید می­کنند. شاید به ذهن بیاید که چه نیازی به تأیید از طرف مردم است؟ بلی درست است و نیازی به تأیید مردم نیست ولی از طرف دیگر ما در طول تاریخ شاهد این هستیم که وقتی مردم تأیید نکردند امام نتوانسته حکومت تشکیل دهد.

2ـ اعتراف و اظهار آمادگی
شهید مطهری در این مورد می ­گوید:«به نظر می­رسد بیعت در بعضی موارد صرفاً اعتراف و اظهار آمادگی است، قول وجدانی است. بیعتی که پیغمبر اکرم گرفت از این جهت بود ... تا شخص بیعت نکرده، فقط همان وظیفه کلی است که قابل تفسیر و تأویل است ولی با بیعت، شخص به طور مشخص اعتراف می­کند به طرف و مطلب از ابهام خارج می­ شود و بعد هسم وجدان خود را نیز گرو می­ گذارد و بعید نیست که شرعاً نیز الزامی فوق الزام اولی ایجاد کند.»[1]

3ـ ایجاد زمینه برای اعمال ولایت
بیعت زمینه را همواره می­کند تا امام به راحتی بتواند اعمال ولایت کند و اگر زمینه هموار نباشد، درست است که حضرت ولایت دارد ولی نمی­تواند اعمال ولایت کند. به همین خاطر می ­توان گفت که بیعت در عصر حضور بیعت تنها یک وظیفه دینی ـ سیاسی برای ایجاد زمینه و تحقق رعایت حضرت می­ باشد و تصور نشود که امام با بیعت به زعامت جامعه انتخاب می­ شود.پس می­ توان گفت که بیعت عامل تحقق ولایت برای کسانی که ولایت ندارند نمی­ باشد بلکه شرط تحقق ولایت، برای کسانی که ولایت شرعی آن­ها ثابت شده است آن است که بین امت با ولی امر بیعت صورت گیرد.

4ـ انگیزه­ای برای تشویق و پای بند به وظیفه
بیعت باعث می ­شود که امت احساس وظیفه کنند و یک نوع انگیزه و تشویقی برای عمل به وظیفه می­باشد مانند پیمانی که از کسی گرفته می­ شود برای کاری که به وی واجب بوده است و باید انجام می­داد ولی باز پیمان از وی می­ گیرند تا به وظیفه خود عمل کند.

5ـ عینیت بخشیدن و به فعلیت رساندن ولایت
کار ویژه بیعت در زمان حضور این است که ولایت حضرت را به فعلیت می­ رساند، همانطوریکه آیت الله معرفت در این مورد می­گوید: بیعت در صدر اسلام چنین کار ویژه داشته است به گونه ­ای که ولایت امام معصوم را عینیت بخشیده و آنرا به فعلیت رسانده است.[2]

6ـ تأکید بر وفاداری و فراهم ساختن امکانات و ایجاد توان و قدرت اجرایی
بیعت در زمان حضور، فقط برای وفاداری بوده تا تمام توان و اختیارات خود را در اختیار امام قرار بدهد. همانطوریکه در عهد پیامبر نیز چنین بوده است. «بیعت در آن عهد، برای تأکید بر وفاداری و فراهم ساختن امکانات بوده است و همان گونه که در امر رسالت دخالتی نداشته، در امر زعامت پیامبر نیز دخالتی نداشته است».[3]

بنابراین بیعت مردم در امر ولایت هیچ نقشی ندارد فقط برای وفاداری می ­باشد. «بیعتی را که پیامبر اکرم در روز غدیر خم از مسلمانان درباره مقام ولایت کبری مولا امیر المؤمنان(ع) گرفت بر همین منوال بود، پس از ان که به طور صریح، علی را برای خلافت و امامت پس از خود منصوب نمود از مردم پیمان وفاداری گرفت، تا امکانات خود را همان گونه که در اختیار پیامبر قرار داده ­اند در اختیار علی(ع) نیز قرار دهند و در تثبیت پایه­ های حکومتی وی بکوشند.[4]

در نهایت می­ توان گفت که در عهد حضور، بیعت نفیاً و اثباتاً در امامت نقشی ندارد و فقط برای ایجاد توان و قدرت اجرایی نقش دارد و بیعت کنندگان به حکم وظیفه باید تمامی امکانات خود را در اختیار امام زمان(ع) قرار دهند و تمامی توان خود را در راه اسلام هدیه کنند.در این مورد مکارم شیرازی می­گوید: «در مورد پیامبر و امامان معصوم که از سوی خدا نصب می­ شوند هیچ نیازی به بیعت نیست یعنی اطاعت پیامبر و امام معصوم(ع) واجب است، خواه بر کسانی که بیعت کرده باشند با کسانی که بیعت نکرده باشند و به تعبیر دیگر لازمه­ ی مقام نبوت و امامت وجوب اطاعت است. ولی پیامبر کرار از یاران خود، بیعت می­گرفت بدون شک این بیعت­ها یک نوع تأکید بر وفاداری بوده است و هم چنین بیعت با امامان نیز برای تأکید وفاداری می ­باشد.»[5]

دعای عهد به تعبیری مرامنامه شیعه ولایتمداریست که آرزومند دیدار دلدار خویش است.او هر پگاه دست بیعتی دوباره به سوی آن شاه شمشاد شمایل دراز کرده، تا پیمان عاشقی اش با شاه ولایت همواره استوارتر شود.

هشتمین سپهر سروری و سیادت، صادق آل محمد، درباره اش فرموده است:هر کس با این عهد ( دعای عهد ) چهل روز خدا را به زاری بخواند، از یاران قائم ما خواهد بود واگر پیش از ظهور آن حضرت از دار دنیا رخت بر بندد خدایش اورا از خانه قبر بیرون خواهد آورد.

مضامین و درونمایه دعای عهد محورهایی چندگانه دارد از آن جمله:

1. اقرار به شوکت و عظمت حق جل و علا


2. تجدید میثاق با ولی عصر (عج)

3. آرزوی در رکاب حضرت قرار گرفتن

4. رجعت و...

و پررنگترین فراز این دعا، همان تجدید میثاق با ماه بی قرینه آسمان هستی است؛ میثاقی ناگسستنی برای همیشه زمان.

دعای عهد

           


پی نوشت ها:

[1]. مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج3، ص 111-110.

[2]. محمد هادی معرفت، ولایت فقیه، قم، التمهید، چاپ اول، 1377، ص19.
[3]. محمد هادی معرفت، جامعه مدنی، قم مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، چاپ اول، 1378، ص190.
[4]. محمد هادی معرفت، ولایت فقیه، پیشین، ص86.
[5]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، پیشین، صص 73-72، نوار الفقاهه، صص 478-477.





نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 

شنبه 29 خرداد 1395 :: نویسنده : بهانه بودن
حفظ و گسترش مهدویت گرایی هم از حیث اعتقادی و هم از حیث عملی در عصر قبل از ظهور بسیار ضروری است؛ چرا که مردمی که دارای اعتقاد و شناخت صحیح باشند، حق را از باطل تشخیص می دهند و دچار تردید نمی گردند و در عصر ظهور به تصدیق و تایید امام خود مبادرت می ورزند و یاری اش می نمایند .

امروزه اکثر مردم جامعه به مسئله مهدویت بسیار سطحی و عامیانه می نگرند و کمتر به مقوله های معرفتی و تعهدآور توجه می کنند.برگزاری جشن های نیمه شعبان شاهدی بر این مدعاست؛ جشن هایی که مردم تزیین معابر و مداحی ها را بر گوش دادن به سخنرانی ها و دریافت پیام های مهدویت و انتظار ترجیح می دهند .

البته این جشن های ظاهری بسیار خوب است، ولی باید در کنار آن از نور معرفت صاحب آن نیز بهره مند گردند . به کسب معرفت و درک صحیح از پیشوای خود پردازند .رسول گرامی اسلام (ص) فرموده اند: « من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتهً جاهلیّۀً» آن کس که امام زمانش را نشناخته بمیرد به مرگ جاهلی مرده است .

بدون تردید، مقصود از شناختی که پیامبر تحصیل آن را برای هر کس واجب دانسته ، شناخت سطحی و دانستن نام و نشان و نسب امام نیست، بلکه منظور معرفت به حق ولایت امام در تمامی شئون اعم از ولایت تکوینی ، معنوی ، تشریعی و مقام خلیفه اللهی و ولایت مطلقه الهی ، رهبری سیاسی ، صدور حکم، قضاوت و مرجعیت علمی و دینی و در نهایت ، شناخت سیره و صفات حضرت و جایگاه بلند ایشان در مجموعه هستی و در نتیجه ، پیروی از اعمال ایشان است.

امام باقرعلیه السلام در این باره فرموده اند:اگر شخصی شب ها به عبادت برخیزد و روزهایش را روزه بدارد و تمام مالش را صدقه دهد و همه سال های عمرش حج خانه کعبه را انجام دهد، ولی ولایت ولی خدا را نشناسد تا از او پیروی کند و تمام اعمالش با راهنمایی او انجام پذیرد، حق ثواب در نزد خداوند بر او نیست و او از اهل ایمان نبوده است .

این همان معرفتی است که انسان ها را تشنه و مشتاق ظهور امام می گرداند ، چنانکه با همه وجود نیاز به امام را درمیابند و به دنبال این درک در برابر شبه افکنی های ملحدان و اعمال ضد ارزشی مقاومت می کنند . ناگفته نماند که از دلایل غیبت حضرت، عدم معرفت مردم به ایشان شمرده شده است؛ چرا که چون مردم در زمان حضور امام قدر ایشان را نشناختند و از هدایت  های ایشان بهره نبردند،خداوند آخرین حجت خویش را پنهان کرد .پش همان طور که عدم معرفت سبب غیبت امام گردید، کسب معرفت صحیح و عمل صالح نیز به یقین ظهور آفرین خواهد بود .

خداوند سبحان زمانی منجی موعود را به جامعه بشری عرضه خواهد کرد که دل های منتظران لب ریز از تقاضای واقعی باشد . حضرت در توقیعی خطاب به شیخ مفید چنین بیان داشته اند:اگر شیعیان ما که خدایشان بر انجام طاعات موفق بدارد در وفا کردن به عهد ما هم دل و یک نوا بودند، در یُمن لقای ما دچار تاخیر نمی شدند و سعادت دیدار توام با معرفت ما به سویشان می شتافت؛ ما را از ایشان چیزی جز آن چه از ایشان به ما می رسد و آن را نمی پسندیم ، جدا نکرده است .

احیا و گسترش فرهنگ صحیح مهدوی در جامعه در عرصه داخلی و جهانی بر عهده دولت اسلامی است . دستگاه های تبلیغاتی حکومتی و رسانه های دولتی بسیار موثرتر معارف مهدوی را به جامعه می توانند تزریق کنند و باورهای سطحی و انحرافی درباره امام مهدی(عج) را در میان افردا می توانند اصلاح نمایند. دولت اسلامی در این زمینه اقدامات موثری می تواند انجام دهد، از جمله موارد زیر :

1- برگزاری دوره های تخصصی
مهدویت در سطوح مختلف آموزشی ؛  
2- حمایت مالی از موسسات فرهنگی مهدویت و تحت پوشش قرار دادن آنها؛
3- راه اندازی شبکه مهدویت ( در سطح داخل و بین المللی )؛
4- حمایت از مبلغان حوزه مهدویت (در سطح داخلی و بین المللی )
5 – تزریق معارف مهدوی به جامعه از طریق دستگاه های تبلیغاتی حکومتی و رسانه های دولتی ؛
6 – برگزاری همایش های داخلی و بین المللی و حمایت ویژه دولت از آنها .


دولت اسلامی از راه های یاده شده و روش های دیگر باید ذر جهت برچیدن استضعاف فکری و معرفتی در سطح جهانی تلاش کند و با گسترش این باور در میان مسلمانان جهان ، بستر معرفتی – فکری و روانی مساعدی را برای ظهور امام عصر(عج) فراهم سازد . ان شاء الله


م.حسرتی




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟






نوای مهدوی

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :