تبلیغات
آفتاب پنهان - مطالب امام مهدی(عج)
 
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
پیوندهای روزانه
  • ویژگی های جامعه منتظر ظهور منجی

    بشر از روزی كه پا به عرصه گیتی نهاده در آرزوی یك زندگی اجتماعی خوش و سعادت‌بخش است، و در راه رسیدن به آن تلاش و كوشش می‌كند و همیشه از جان و دل خواستار یك عصر درخشان و اجتماع صالحی است كه ظلم و تعدّی در آن نباشد....

    ادامه مطلب ...
  • امام ، پناه از شیطان

    یکی از مهم ترین شؤون امام علیه السّلام که تأمین کننده‌ی اساسی ترین نیاز ما به ایشان است، ملجأ و پناه بودن امام علیه السّلام است...

    ادامه مطلب ...
  • عرصه‌های مشترک عامه و خاصه در موضوع مهدویّت

    یکی از موارد اتفاقی بین شیعه و اهل سنّت در قضیه‌ی مهدویّت، اتفاق بر اصل آن است. امت اسلامی ـ به غیر از گروهی اندک از غربزدگان و روشنفکر نمایان مانند احمد امین مصری ـ بر این مسأله اتّفاق دارند که ...

    ادامه مطلب ...
  • زن منتظر و منتظر‌پروری

    در طول تاریخ تشیع، یكی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است، به ویژه در عصر غیبت كه تقریباً امكان ایفای نقش مردان برای دفاع از ولایت، به سبب اختناق شدید، كم‌رنگ بوده است، زنان، فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش آفرینی كرده‌اند...

    ادامه مطلب ...
  • ما بی صاحب نیستیم !

    آقای شیخ حیدرعلی مدرس اصفهانی فرمود: « یکی از مواقعی که من به حضور مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ( یا یکی از اصحابشان ) مشرف شدم و ایشان را نشناختم، سالی بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمی شد و مدام برف می بارید. سرما بحدی شد که نهرهای جاری یخ بسته بود. ...

    ادامه مطلب ...
سه شنبه 7 شهریور 1391 :: نویسنده : بهانه بودن
این زیارت نامه در روز جمعه و هنگام صبح خوانده می شود .

خصوصیات آن عبارتند از :

1 – این زیارت نامه از ناحیه خود امام زمان (عج) است .

2 – این زیارت نامه توقیعی است که از ناحیه امام زمان (عج) صادر گشته . حضرت می فرمایند : هرگاه خواستید به ما توجه پیدا کنید ، همان گونه که خداوند فرمود بگویید : « سلام علی آل یاسین » (1)

3 – واژه « سلام » 24 مرتبه در این زیارتنامه ذکر شده است .

4 – دوازده بار واژه « حق » و نیز دوازده مرتبه واژه « حجت » مشاهده می شود .

5 – این زیارتنامه ، حاوی ترکیبات زیبا و خلاقانه و تعبیرات دلنشین همراه با القاب متین است که سزاوار مقام ولی اللهی است و نشانگر مقامات و حالات معنوی و روحانی این امام معصوم (ع) است .

6 – در این زیارتنامه خود امام معصوم دلسوزانه به پیروانش می آموزد که چگونه و با چه ترتیبی و با چه ادبی ، با چه القابی و با چه تعبیری او را صدا بزنند و بدین ترتیب زائرانش در حالات معنوی ایشان مهمان می شوند و با مقامات یک ولی خدا آشنا می گردند .

7 – این زیارتنامه مانند دیگر زیارتنامه های شیعیان غنی و پر محتوا و با مضامین بلند و عالی است
ضمنا بسیار معتبر است و می توان گفت خلاصه ای از عقیده هر شیعه در زمان غیبت است و آنچه یک فرد شیعه باید در زمان غیبت بداند در آن آمده است .

8 – در این زیارتنامه ، ابتدا سلام های متعددی با مضامین والا خطاب به امام عصر(عج) توسط خودش آمده و سپس حضرت را برای عقاید قلبی خود از اقرار به همه امامان معصوم(ع) و دیگر عقاید شیعه شاهد می گیرد .

9 - نوع زیارت های رسیده از حضرات معصومین(ع) نسبت به معصوم دیگر صادر شده و حجتی کیفیت زیارت حجت دیگری را بازگو نموده است . اما اینکه حجتی بویژه بگوید :« با من با این جملات سخن بگویید .» این امر از لطایف نوری و ویژگی های زیارت شریفه آل یاسین است .

10 – در این زیارت نامه زائر سالک باید بعد از ادای ادب و سلام به وحدانیت خداوند و حقانیت پیامبر اعظم(ص) شهادت بدهد و نیز بر حقانیت دوازده تن معصوم(ع) تاکید بورزد .

11 – زائر سالک باید به حقانیت مرگ اقرار و اعتراف نماید و مسائل بعدی آن مانند فرشته پرسش و پاسخ دورن قبر ، قیامت ، پل صراط ، و دیگر وعده های الهی را بپذیرد و معترف باشد و همچنین اعلام تولی و تبری نماید .

12 – معیار واقعی برای بدبخت و یا خوشبخت بودن مشخص شده است .

13 – در دعای بعد از زیارت آل یاسین هم پس از صلوات بر پیامبر اعظم(ص) دعاهایی در مورد دعا کننده وجود دارد و نیز صلوات بر حضرت حجت(عج) با القاب مخصوص و بعد دعاهایی در مورد حفظ و فرج و ظهور حضرت و درباره شیعیان آمده است .

14 – در خاتمه این زیارتنامه می گوییم : نفس ما به خداوند و پیامبر اعظم(ص) و امام علی(ع) و دیگر امامان معصوم(ع) مومن است و به امامان بزرگوار بخصوص به حضور امام عصر ، بقیه الله(عج) عرض می کنیم :« نفسمان و جانمان برای یاری کردن شما حاضر و آماده است و دوستی ما با شماست ؛ و برای شماست آن هم خالصانه و بی پیرایه و سرانجام در آخرین حرف و آخرین کلام صلوات می فرستیم .

ما در غم هجر تو، با دیده خونباریم
در عشق و وفاداری، ما شهره بازاریم
تو یوسفی و ما هم، مشتاق خریداریم
در دایره قسمت، ما نقطه پرگاریم



دریافت صوتی زیارت آل یاسین





پی نوشت

م . حسرتی
(1) نجم الثاقب ، ص411





نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 

وجود مقدس حضرت بقیة‏الله ‏الاعظم در معارف به عنوان «خونخواه كشته كربلا» (1) شناخته شده و شیعیان همراهى با آن امام منصور براى گرفتن انتقام خون حسین(ع)و یارانش را یكى از آرزوهاى بزرگ خود مى ‏دانند، (2) تا جایى كه در هر عاشورا به یكدیگر اینگونه سر سلامتى مى‏ دهند:

«اعظم ‏الله اجورنا بمصابنا بالحسین(ع) و جعلنا و ایاكم من‏الطالبین بثاره مع ولیه‏ الامام ‏المهدى من آل محمد:» (3) خداوند پاداش ما را در عزاى مصیبت ‏حسین(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله كسانى كه به همراه ولى ‏اش امام مهدى از آل محمد: به خونخواهى او برمى‏ خیزند قرار دهد.

در یك كلام نام حسین(ع) و مهدى(ع) براى شیعیان یادآور یك حكایت ناتمام است، حكایتى كه آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و پایان بخش آن حضرت بقیة‏الله‏ الاعظم (ع) است.در هر حال از آنجا كه در اذهان شیعیان این دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطى جدایى‏ ناپذیر برخوردارند. از همین رو مناسب دیدیم كه در ایام عزاى سرور آزادگان به بخشى از معارف ارزشمندى كه از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدى(ع)رسیده است اشاره كنیم:

1. نسب حضرت مهدى(عج)
حضرت اباعبدالله ‏الحسین(ع)در روایتهاى متعددى به این موضوع كه حضرت مهدى(عج) از فرزندان و نوادگان ایشان است اشاره كرده ‏اند كه از جمله آنها روایتى است كه در زیر آمده است:

«دخلت على جدى رسول ‏الله (ص)فاجلسنى على ‏فخذه و قال‏لى: ان‏الله ‏اختار من صلبك یا حسین تسعة ائمة، تاسعهم قائمهم، و كلهم فى‏الفضل والمنزلة عندالله سواء» (4) بر جدم رسول خدا، كه درود و سلام خدا بر او باد، وارد شدم، پس ایشان مرا بر زانوى خود نشانده و فرمود: اى حسین! خداوند از نسل تو نه امام را برگزیده است كه نهمین نفر از ایشان قیام‏كننده آنهاست و همه آنان در پیشگاه خداوند از نظر فضیلت و جایگاه برابر هستند.

این موضوع كه قائم آل محمد(ص) از نسل حسین(ع) و نهمین نواده اوست در روایات بسیارى ، كه از طریق شیعه و اهل سنت روایت‏ شده، آمده است و هر گونه شك و تردید نسبت‏ به نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان وآخرین ذخیره الهى را برطرف مى ‏سازد.

«دخلت‏ على ‏النبى (ص) فاذا الحسین على فخذه و هو یقبل عینیه وفاه و یقول: انت‏سیدابن سیدانت، امام‏ ابن ‏امام، نت‏حجة‏ابن حجة، ابوحجج تسعة من صلبك تاسعهم قائمهم.» (5)

بر پیامبر خدا وارد شدم و دیدم كه آن حضرت در حالى كه حسین را بر زانوى خود نشانده بر چشمها و دهان او بوسه مى‏ زند و مى ‏فرماید: تو آقایى فرزند آقایى ، تو امامى فرزند امامى، تو حجتى فرزند حجتى ، تو پدر حجتهاى نه‏ گانه ‏اى، از نسل تو نهمین حجت و قیام‏ كننده آنان بر خواهد خاست.

2. عدالت‏ گسترى مهدى(عج)
عدالت و تشكیل جامعه ‏اى بر اساس عدل از آرمانهاى همیشگى بشر بوده و در طول هزاران سالى كه از زندگى انسان بر كره خاك مى ‏گذرد و صدها و هزاران نفر در پى تحقق این آرمان، بشریت‏ خسته از ظلم و ستم را به دنبال خود كشیده‏ اند، اما جز در مقاطع كوتاهى از زندگى بشر و آن هم در سرزمین هاى محدود هرگز این آرمان بدرستى تحقق نیافته و هنوز هم عدالت آرزویى دست نیافتنى براى انسان عصر حاضر است.با توجه به همین موضوع در روایت هایى كه از پیامبر اكرم(ص) و امامان معصوم شیعه: وارد شده، گسترش عدالت و از بین بردن ظلم را یكى از بزرگترین رسالتهاى امام مهدى(ع) بر شمرده و تحقق عدالت واقعى را تنها در سایه حكومت او امكان‏ پذیر دانسته ‏اند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 

جمعه 15 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : بهانه بودن
 برای تشریف به خدمت حضرت بقیة الله الاعظم آداب و شرائطی لازم است که معمولا جنبه ی زمینه سازی برای دیدار ایشان را فراهم می سازد.به عنوان نمونه یکی از شرائطی که جهت تشرف به خدمت حضرتش بیان می شود، موضوع اضطرار است یعنی شخص به گونه ای خود را در مشکلات احساس کند که دریابد هیچ نیرویی نمی تواند او را نجات دهد مگر آنکه متصل به نیروی بی پایان الهی باشد که جلوه ی بازر آن وجود مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد.

وقتی انسان به این مرحله رسید که امیدش از همه جا قطع شد و مرگ را در چند قدمی خود دید، واقعاً احساس اضطرار می نماید. در این لحظه متوجّه نیرویی خواهد شد که می داند مطمئناً توانایی نجات او را دارد که همان خداوند تبارک و تعالی است که توسط نماینده و خلیفه خود در زمین یعنی حضرت مهدی(عج) إعمال قدرت می نماید.

از این رو علما فرموده اند اگر کسی در بیابانی خشک و بی آب گرفتار شود و راه را گم کند، هر چند جستجو کرده و به دور دست نگاه می کند اثری از آبادی نمی یابد. در این حالت تشنگی و گرسنگی بر او غلبه کرده احساس می کند تا لحظاتی دیگر مرگ او فرا می رسد، امیدش از همه قطع شده تنها به امداد و کمک خداوند امیدوار است. در این لحظه است به اضطرار حقیقی رسیده به همین جهت اگر مولایش را صدا بزند و بگوید:

«یا اباصالح المهدی ادرکنی»
بی شک نجات پیدا کرده انشاء الله موفق به دیدار حضرتش نیز می گردد.

به عنوان نمونه به یک داستان اشاره می کنیم.
از مرحوم ملاّ علی رشتی نقل کرده اند که فرمود: از زیارت کربلای معلّی باز می گشتم، سوار قایقی شدم که عدّه ای از اهل حلّه نیز بر آن سوار بودند، آنها مشغول شوخی و خنده بوده و جوانی را استهزاء می کردند و مذهبش را مسخره می گرفتند، امّا جوان با سکینه و وقار، به آنان اعتنائی نمی کرد، آنچه جای تعجّب بود آنکه با این همه، هنگام صرف غذا با آنان همراه شد و بر سفره ی ایشان نشست، منتظر فرصتی بودم تا از حقیقت امر جویا شوم.

قایق در بین راه به جائی رسید که آب رودخانه کم شده بالإجبار همه پیاده شدیم و در کنار رود خانه به راه افتادیم، فرصت را مناسب دیدم خود را به جوان رسانده درِ صحبت را گشودم و علّت مسخره کردنِ آنها را جویا شدم.جوان گفت: اینها همه از اقوام من هستند که از اهل سنّت اند، پدرم نیز سنّی بود امّا مادری شیعه و محبّ خاندان عصمت(ع) داشتم.

خود در حلّه سکونت دارم و شغلم روغن فروشی است و جریان من از آنجا شروع می شود که سالی برای خرید روغن به همراه قافله ای به اطراف مسافرت کردیم بعد از انجام کار در مسیر بازگشت قافله برای استراحت در بیابانی موقّتاً توقّف کرد تا قدری خستگی راه را بگیریم و دوباره به راه ادامه دهیم، در این حین خواب مرا ربود و چون بیدار شدم نه قافله ای دیدم و نه نشانی از او.تا چشم کار می کرد بیابان بود و سوز و گرما، راه را بلد نبودم و منطقه را نمی شناختم، ترس سراپای مرا به لرزه در آورد امّا ماندن را صلاح ندیدم، شب در پیش بود و گرسنگی و عطش...


ادامه مطلب


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 

جمعه 4 فروردین 1391 :: نویسنده : بهانه بودن
یکی از دلائلی که می توان جهت ممکن بودن تشرف به خدمت حضرت حجة بن الحسن(عج) از آن بحث کرد وجود دعاهایی است که در این باره ذکر گردیده اند مثلا در دعای عهد آمده است:«واکحل ناظری بنظرة منّی الیه» یعنی خدایا با نگاهی به چهره ی آن عزیز، چشم مرا زینت نما و یا در دعای ندبه می خوانیم:«و أره سیده یا شدید القوی»یعنی ای کسی که دارای توان و نیروی شدیدی هستی، مولا و آقای این عبد را به او نشان ده و همچنین در دعاء بعد از سلامی که در سرداب مبارک حضرت خوانده می شود اینچنین آمده است «و أرنا وجهه» یعنی ای خدا صورت و چهره مولایمان را به ما نشان ده.

از تمام این دعاها و دعاهایی شبیه آن استفاده می شود که تشرّف به خدمت آن عزیز نه تنها ممکن است بلکه درخواست آن از خداوند تبارک و تعالی مستحبّ نیز می باشد البته عدم استجابت آن دعاها نمی تواند دلیل عدم امکان تشرّف باشد چرا که وقتی ائمه(ع) (که از جانب خدا سخن می گویند) امر به خواندن این دعاها می نمایند و خدا نیز در قرآن می فرماید:«ادعونی استجب لکم» یعنی از من بخواهید تا خواسته شما را برآورم، آشکار می شود که استجابت درخواست تشرّف به خودی خود ممکن است و عدم آن به دلائل دیگر می باشد مثل اینکه دعا کننده بعضی از شرائط را رعایت نکرده است.

دیگر دلیلی که برای امکان تشرّف می توان به آن اشاره کرد، اتفاق افتادن آن است یعنی در طول تاریخِ غیبت با اشخاصی مواجه می شویم که موفّق شده اند جمال دلربای آن عزیز را نظاره کنند. افرادی مانند سید بحرالعلوم و یا سید بن طاووس و یا صدها نفر دیگر که این توفیق را پیدا کرده اند و به خدمت آن عزیز رسیده اند.و این خود یک دلیل خدشه ناپذیر بر امکان تشرّف است چرا که وثاقت و صحّت گفتار این بزرگان را همگان تأئید کرده اند و آثار این تشرّفات در چهره و کردار ایشان مشهود بوده است.

مثال برای امکان تشرّف
به عنوان شاهد به داستانی جالب از مرحوم علامه حلّی رحمت الله علیه اشاره می کنیم:آقا سید محمد، صاحب مفاتیح الاصول و مناهل الفقه، از خط علامه حلّی که در حواشی بعضی کتبش آورده، نقل می کند:علامه حلی در شبی از شبهای جمعه تنها به زیارت قبر مولای خود ابی عبدالله الحسین(علیه السلام) می رفت.

ایشان بر حیوانی سوار بود و تازیانه ای برای راندن آن به دست داشت. اتفاقاً در اثنای راه، شخصی پیاده در لباس اعراب به ایشان برخورد کرد و با ایشان همراه شد.در بین راه شخص عرب مسأله ای را مطرح کرد. علامه حلّی(قدس سره) فهمید که این عرب مردی است عالم و با اطّلاع بلکه کم مانند و بی نظیر، لذا بعضی از مشکلات خود را از ایشان سئوال کرد تا ببیند چه جوابی برای آنها دارد. با کمال تعجب دید ایشان حلاّل مشکلات و معضلات و کلید معماها است. باز مسائلی را که بر خود مشکل دیده بود، سئوال نمود و از شخص عرب جواب گرفت و خلاصه متوجه شد که این شخص علاّمة دهر است زیرا تا به حال کسی را مثل خود ندیده بود ولی خودش هم در آن مسائل متحیّر مانده بود. تا آنکه در اثناء سؤالها مسأله ای مطرح شد که آن شخص در آن مسألة به خلاف نظر علامه حلّی فتوا داد. ایشان قبول نکرد و گفت: این فتوا بر خلاف اصل و قاعده است. و دلیل و روایتی را که مستند آن شود نداریم.

آن جناب فرمود: دلیل این حکم که من گفتم حدیثی است که شیخ طوسی در کتاب تهذیب نوشته است.علامه گفت: چنین حدیثی در تهذیب نیست و به یاد ندارم دیده باشم که شیخ طوسی یا غیر او نقل کرده باشند.آن مرد فرمود: آن نسخه از کتاب تهذیب را که تو داری از ابتدایش فلان مقدار ورق بشمار، در فلان صفحه و فلان سطر حدیث را پیدا می کنی.

علامه با خود گفت: شاید این شخص که همراه من می آید، مولای عزیز حضرت بقیة الله الاعظم(عج) باشد. لذا برای اینکه واقعیت امر برایش روشن شود در حالی که تازیانه از دستش افتاد پرسید: آیا ملاقات با حضرت صاحب الزمان امکان دارد؟ آن شخص چون این سئوال را شنید، خم شد و تازیانه را برداشت و با دست با کفایت خود در دست علامه گذاشت و در جواب فرمود: چطور نمی توان دید و حال آنکه الآن دست او در دست تو می باشد.

همینکه علامه این کلام را شنید، بی اختیار خود را از بالای حیوان که بر آن سوار بود بر پاهای آن امام مهربان انداخت تا پای مبارکش را ببوسد که از کثرت شوق بی هوش شد.وقتی به هوش آمد کسی را ندیده و افسرده و ملول گشت. بعد از آن که به خانه برگشت کتاب تهذیب خود را ملاحظه کرد و حدیث را در همان جایی که آن بزرگوار فرموده بود مشاهده نمود. در حاشیه کتاب تهذیب خود نوشت:این حدیثی است که مولایم صاحب الامر(عج) مرا به آن خبر دادند و حضرتش به آن فرمودند: در فلان ورقه و فلان صفحه و فلان سطر می باشد.

آقا سید محمد صاحب مفاتیح الاصول فرمود: من همان کتاب را دیدم و در حاشیه آن کتاب به خط علامه، مضمون این جریان را مشاهده کردم.




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 

پنجشنبه 27 بهمن 1390 :: نویسنده : بهانه بودن
عبد الله بن فضل هاشمی می‌گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمودند: «همانا برای صاحب این امر غیبتی است که چاره‌ای از آن نیست و در آن هر اهل باطلی در شک و تردید قرار می‌گیرد.» پس به امام عرض کردم: فدایتان شوم، این غیبت به خاطر چیست؟ امام (ع) فرمودند: «حکمت و جهت غیبت او همان حکمت در غیبت حجت‌های الهی که قبل از ایشان بودند، می‌باشد و جهت و سبب غیبت مشخص نمی‌گردد مگر بعد از ظهور حضرت.

همان طوری که حکمت آن‌چه را که حضرت خضر (ع) انجام داد یعنی سوراخ نمودن کشتی و کشتن آن پسر بچه و بنای آن دیوار تا هنگام جدایی آن دو، برای حضرت موسی (ع) روشن و معلوم نگردید. ای فرزند فضل، این امر (غیبت)، امری است از ناحیه‌ی خداوند متعال و سرّی است از اسرار الهی و غیبی است از غیب‌های خداوند متعال و آن‌گاه که دانستیم خداوند عزّوجل حکیم است، باید بپذیریم که همه‌ی کارهای خداوند بر اساس حکمت است گر چه سبب و جهت آن برای ما مشخص و معلوم نباشد.»1

آن‌چه که از این روایت و امثال آن به دست می‌آید این است که علت اصلی غیبت چیزی است که اطلاعی از آن نداریم و علت غیبت از مصادیق «غیب» قرار گرفته است که صلاح ما در پرده برداشتن از غیبت نبوده است تا آن‌گاه که هستی از پرتو نور آن نیّر اعظم روشن گردد و راز غیبتشان را بر ما آشکار کنند. اما در عین حال در برخی روایات حکمت‌هایی برای غیبت ذکر شده است که توجه به آن‌ها مفید می‌باشد. برخی از حکمت‌های غیبت عبارتند از:

1- امّتحان مردم در زمان غیبت
امام صادق
(ع) می‌فرمایند: «شکی نیست در این‌که غیبت حضرت، جایگاه امّتحان انسان‌هاست. همان چیزی که مشیت الهی به آن تعلق گرفته است و مصلحت را اقتضا می‌نماید. آیا خداوند متعال در کتابش یادآوری نفرموده است که امّتحان برای مؤمنین از بندگانش خواهد بود.

أَلـم أَحَسِبَ النّاسُ أَن یُترَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنّا و هُم لایُفتَنُون2 آیا مردم پنداشته‌اند همین که بگویند ما ایمان آوردیم، رها می‌شوند و مورد امّتحان قرار نمی‌گیرند.

پس برای صبرکنندگان در امتحان ثواب و برای پیمان‌شکنان و خارجین از دین عذاب به دست می‌آید.
در جایی دیگر امام موسی کاظم
(ع) می‌فرمایند: «هنگامی که پنجمین فرزندم غایب شد، مواظب دین خود باشید تا کسی شما را از آن بیرون نکند. برای این غیبت آزمونی است که خداوند با آن بندگانش را امّتحان می‌کند.»3

امّتحان غربالی است که مصلح را از مفسد، مؤمن را از منافق و حق را از باطل جدا می‌سازد و دو رویان را رسوا و باطن‌ها را آشکار می‌سازد. مگر نه این است که انسان برای به نمایش گذاردن عبودیت و بندگی خود به این جهان آمده تا بدین وسیله به مقام قرب الهی نایل شود و به بهشت برین راه یابد، اگر امور عالم بر وفق مراد و خواسته‌ی او باشد، هرگز این امر مُحقّق نخواهد شد و در روز قیامّت هر کس می‌تواند مدّعی لیاقت و شایستگی برای بالاترین درجات باشد. اما آن‌گاه که ناملایمات روی می‌آورند و صبر بر شدائد و سختی‌ها مطرح می‌گردد یا پای گذشتن از مال و جان به میان می‌آید و انسان بر سر دو راهی‌ها قرار می‌گیرد، ارزش او رقم می‌خورد و ایمان حقیقی از ایمان ظاهری جدا می‌گردد.

صبر بر غیبت خصوصاً هر چه طولانی‌تر گردد یکی از سخت‌ترین امّتحانات الهی است چنان‌چه بسیاری در طول مدت غیبت از حق بریدند و از صراط مستقیم خارج شدند. اما کسانی که در این امّتحان الهی با صبر و عمل به وظیفه سربلند بیرون آیند، به بالاترین درجات نایل شده و در بهشت همنشین رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) خواهند بود چرا که ایشان خود فرموده‌اند:«طُوبی لِمَن أَدرَکَ قائِمَ اهل‌بیتی وَ هُوَ یَأتَمُّ بِهِ فی غَیبَتِهِ قبلَ قِیامِه و یَتَوَلّی أَولِیائَهُ و یُعَادِی أَعدَائَهُ ذلک مِن رُفَقَایی وَ ذَوِی مَوَدَّتِی وَ أَکرَمُ امّتی عَلَیَّ یَومَ القیامَةِ»؛4 «خوشا به حال کسی که قائم از اهل‌بیت مرا درک کند در حالی‌که در غیبت حضرت قبل از قیامش به او اقتدا نموده باشد و با دوستان او دوست و با دشمنان او دشمن باشد. چنین شخصی در روز قیامّت از همراهان و دوستان و گرامی‌ترین امّتم برای من خواهد بود.»

و در روایت دیگری حضرت ایمان مردم زمان غیبت را ارزشمندترین ایمان معرفی می‌نمایند.5
حسن ختام این بخش روایتی است از امام صادق (علیه السلام) که می‌فرمایند:

«إِنَّ هَذَا الأمرِ لایَأتِیکُم إِلا بَعدَ یَأسٍ، لا و اللهِ (لایَأتِیکُم) حتّی تَمَیَّزُوا. لا و اللهِ (لایَأتِیکُم) حتّی تَمَحَّصُوا و لا و اللهِ (لایَأتِیکُم) حتّی یَشقِی مَن شَقِی و یَسعَدُ مَن سَعِدَ»؛6 «همانا این امر (فرج) شامل حال شما نمی‌شود مگر بعد از ناامیدی. به خدا قسم شامل حال شما نمی‌شود تا این‌که تشخیص داده شوید (مؤمن از منافق) به خدا قسم شامل حال شما نمی‌شود تا این‌که خالص گردید و به خدا قسم شامل حال شما نمی‌شود تا این‌که بدبخت گردد کسی که بدبخت بود و سعادتمند گردد کسی که سعادتمند بود.»



ادامه مطلب


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 

یکی از نیازهای اساسی منتظران در عصر غیبت، لزوم برخورداری از الگوهای عملی، در مسیر خودسازی و نیز همراهی و مساعدت امام معصوم است، کسانی که توانسته باشند در عرصه عمل، برای تحقق اهداف و آرمان‌های امام خود، جان فشانی کنند و نمونه‌های روشنی در طریق اطاعت و سرسپردگی باشند و به راستی، چه کسانی شایسته‌تر از یاران امام حسین علیه السلام؟!

یارانی که امام خود را در تحقق بخشیدن به اهدافش یاری کردند؛ یاران بزرگ و مجاهدی که عقل بشری از درک مقامشان عاجز است؛ آن‌هایی که امام معصوم علیه السلام، در وصفیشان فرمود: «فَإنی لا أعلمُ أصحاباً أوفی و لا خیراً أصحابی...؛ من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمی‌شناسم.»1در حقیقت یاران اباعبدالله علیه السلام، معیارهایی را در اختیار ما قرار داده‌اند تا به وسیله‌ آن‌ها، خود را محک زده و با عمل به آن‌ها، خود را برای قیام جهانی و روز باشکوه ظهور، آماده‌تر سازیم.

برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.الف) معرفت و محبت
محبت، حالتی بین محب و محبوب است که اگرچه از درون و قلب، سرچشمه می‌گیرد، اما در ظاهر و افعال و اعمال محب، به روشنی بروز پیدا می‌کند. محبتی پایدار و حقیقی است که در پی معرفت باشد؛ چراکه هرچه شناخت بیشتر باشد، محبت شدیدتر و عمیق‌تر خواهد بود. راه ایجاد و تعمیق محبت به ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آن است که انسان به صاحب الزمان به عنوان مطلوب کامل خویش، معرفت حاصل کند و ابعاد وجودش را بشناسد.

معرفتی که مورد تأکید ائمه علیهم السلام واقع شده، معرفتی سطحی نیست که عموم مردم به آن آشنا هستند، بلکه مقصود، معرفتی خاص، با ویژگی‌ها و توصیفاتی است که در احادیث و ادعیه وارده شده است. مشکل امت اسلام، پس از پیامبر
(ص) ، عدم معرفت واقعی به حجت زمان خود بود. کوفیان، امام حسین علیه السلام را می‌شناختند، اما شناخت آنان، محدود به اسم و نسب امام بود، بدون هیچ بصیرت و آگاهی نسبت به مقام والای ایشان.

در مقابل، یاران حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام از چنان معرفتی به امام زمان خویش برخوردار بودند که شهادت در راه او را بر زندگی جاودانه در دنیا، بر می‌گزیدند؛ چنان‌چه یکی از یاران امام، این‌گونه به این حقیقت تصریح می‌کند: «الحمدالله الذی شرفنا بالقتل معک و لو کانت الدنیا باقیه و کنا فیها مخلدین لاثرنا المحفوظ معک علی الإقامة فیها؛ خدا را سپاس که این شرافت را نصیب ما کرد  تا در کنار شما به شهادت برسیم و اگر دنیا باقی باشد و ما در آن جاودان باشیم، قیام با شما را بر ماندن در این دنیا ترجیح می‌دهیم.»
2

آنان، وجود امام را نعمتی بزرگ از جانب خدا و مورد سفارش پیامبر صل الله علیه و آله  می‌دانستند.
3 در تاریخ آمده است که در دومین روز محرم الحرام، پس از ورود امام و یارانش به کربلا، آن حضرت خطبه‌ای خواند. آن‌گاه، بُرَیْر از جای برخاست و گفت: «یابن رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم! لقد منّ الله بک علینا أن نقاتل بین یدیک نقطع فیک أعضائنا ثم یکون جدک شفیعنا یوم القیامة؛ ای پسر رسول خدا صل الله علیه و آله ! خدای تعالی وجود مبارکت را بر ما منت نهاده است تا در رکاب شما نبرد کنیم تا در راه شما اعضای بدنمان تکه تکه شود، برای آن‌که در روز قیامت، جد شما شفیع ما گردد.»4



ادامه مطلب


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 


( کل صفحات : 12 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
درباره وبلاگ



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟






نوای مهدوی

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :